برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد
عوامل مختلفی همچون، نداشتن هدف، نداشتن برنامه صحیح، ضعف و سستی اراده، داشتن افکار منفی و عدم توجه به تواناییها و استعدادهای خویش، خودکم بینی و غیره در ایجاد کم حوصلگی نقش دارند. بنابراین برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد، بدین منظور به نکات و مطالب زیر توجه کنید:
1 - قبل از هر چیز با توجه به تواناییها و استعدادهای خویش هدفی معقول و قابل دسترسی و مطابق با شرایط و امکانات موجود برای خود ترسیم کنید.
2 - به منظور رسیدن به هدف مورد نظر از یک برنامه مدون و جدول زمان بندی شدهای استفاده کنید و خود را مقید به انجام آن کنید.
ادامه مطلب...

١- ایجاد روحیه تفکر و تعقل
رکن اساسی در تعلیم و تعلم، فکر کردن است که در دین مبین اسلام، اهمیت فراوانی دارد. امام علی علیه السلام می فرماید: «هیچ دانشی هم چون اندیشیدن نیست». از اینرو، معلم می تواند روحیه تفکر را در شاگردان خود ایجاد کرده و از تکلیف و درس زیاد که فرصتی برای تفکر به آنان نمی دهد، بکاهد.
2- بالابردن توان علمی خویش
توقف در یک حد از دانش و آگاهی، نقص بزرگی برای معلم است. لازم است معلم همراه با زمان و پیشرفت علوم بر دانش خود بیفزاید. استفاده از تجارب دیگران در زمینه تدریس برای معلم مفید است و بر معلومات او می افزاید. نیوتن، کاشف جاذبه زمین می گوید: «علت ترقی من در کارها این بود که روی شانه غول های علم ایستادم و جهان را بهتر نگریستم». همچنین لازم است یک معلم موفق، از فراگیری مهارتهای آموزشی نوین، غفلت نورزد.
3- وفای به عهد و عمل به گفته ها
شاگردان در مورد وعده های معلم، حساساند و قولهای او را هرگز از یاد نمی برند. بنابراین، نوشتن وعده ها و تصمیم های روزانه در دفتر کوچکی و عمل کردن به آنها، نشان از دقت معلم و راهی برای جلب اعتماد شاگردان دارد. معلمی که خود به گفته ها و نکات اخلاقی که بیان می کند عمل ننماید، سخنانش تأثیری نخواهد داشت و دانش وی بی ارزش خواهد بود. عالم بی عمل به «درخت بی بر» یا «ابر بی باران» می ماند. عیسی بن مریم علیه السلام فرمود: «بدبخت ترین مردم کسی است که او را دانشمند بشناسند، ولی عملی در او دیده نشود». راهنمایی های معلم در زمینه های مختلف در صورتی اثربخش است که خود در عمل به آن گفته ها از شاگردان پیشی گرفته باشد. باید از امام علی علیه السلام درس بگیریم که فرمود: «ای مردم! به خدا قسم شما را به هیچ اطاعتی ترغیب نمیکنم، مگر آن که خود در عمل به آن پیشی گرفته باشم».
4- آگاهی دادن و ایجاد انگیزه درسی
معلم سخت کوش، افزون به تدریس ماده درسی، دانش پژوهان را با اوضاع و احوال جهان امروز آشنا می کند تا نگرششان به جهان وسعت یابد. انسانی که محدوده فکری اش از چهار دیواری روستا یا شهرش آن طرف تر نمی رود، نمیتواند انسان ارزشمندی شود. خدمت به مردم، کشور و دین دیدی وسیع می خواهد. یک عامل مؤثر در بی رغبت بودن بعضی از شاگردان به ماده درس، انگیزه و هدف نداشتن است که معلم میتواند با معرفی موضوع درس و شناساندن جایگاه آن در بین علوم دیگر، این انگیزه و هدف را به وجود آورد. اگر شاگردان هدف از یادگیری درس مورد نظر و فایده آن را بشناسند، با رغبت بیشتری آن را دنبال میکنند.
منبع: سایت حوزه
١- ایمان و توکل به خدا
انسان برای پرواز به سوی کمال، به دو بال علم و ایمان نیاز دارد و معلم که جاده کمال را به شاگردانش مینمایاند، بیش از دیگران نیازمند این دو گوهر است، معلمی که به خدا ایمان ندارد، تنها آگاهیهای خود را به شاگردانش منتقل میکند و شاگردان از آن دانشها در امور دنیایی خود استفاده میکنند، ولی اثری در کمال انسانی آنها نخواهد داشت. دانشمندان حقیقی، خداپرست و با ایمان بودهاند. بعضی از این دانشمندان، مشکلات علمی خود را با استمداد از خدای بزرگ و راز و نیاز به درگاهش حل میکردند.
امام جواد علیهالسلام در این زمینه میفرماید: «ما وسیله و ابزاری بیش نیستیم و معلم واقعی خداست؛ پس باید در کارمان به او توکل کنیم».
2- اخلاص
معلم در خدمت مقدس خود، لازم است اندیشهاش را از هر چه غیر خداست پاک کند. معلمی که به خاطر پول، مقام، شهرت و... میآموزد، پاداش او همینها خواهد بود و این امور در مقابل خشنودی خداوند متعال و پاداش بزرگ او بیارزش است. عمل مخلصانه و قیام خدایی، موعظه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در قرآن کریم است که میفرماید: «ای رسول ما! (به امت) بگو که من به یک سخن شما را پند میدهم (و آن سخن این است) که برای خدا قیام کنید».
3- هدایتگری و مدیریت
هدف از بعثت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله هدایت مردم به سوی خدا بوده است؛ چنان که خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «ای رسول ما! تو را فرستادیم تا به اذن خدا مردم را به سوی او دعوت کنی». معلم نیز به پیروی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شاگردانش را به سوی هدایت و نور دعوت، و آنان را از تاریکیهای گمراهی و جهل، به روشنایی علم و تقوا هدایت میکند. همچنین معلم موفق کسی است که در کنار هدایت شاگردان، توانایی اداره کلاس را نیز داشته باشد. عواملی هم چون شوخی زیاد، مجال و میدان دادن بیش از حد به شاگردان، گفتگوی یک جانبه معلم و بیروح بودن کلاس و...به مدیریت او صدمه میزند. با پرسش از دانشآموزان و ایجاد تنوع گفتاری و رفتاری برای رفع خستگی شاگردان و آمادگی روحی و جسمی آنان به صورتهای مختلف، میتوان کلاس را به خوبی مدیریت و اداره کرد.
4- استقامت و پشتکار
معلم موفق در راه تعلیم شاگردان و از بین بردن جهل آنان، ثابت قدم و استوار میباشد. ممکن است او بارها و بارها مطلبی را به شاگردان خود، به ویژه کودکان کم سن و سال بگوید، ولی آنان نیاموزند. در این راه باید صبر کرد و دانست که نتیجه صبر، موفقیت است. دلهای شاگردان کند ذهن، از سنگ سختتر نیست و همان گونه که قطرات آب با گذشت زمان دل سنگ را میشکافد، تکرار و یادآوری مطالب توسط معلم نیز دلهای سخت را خواهد شکافت.
5- داشتن بیان و قلم خوب
ابزار اصلی کار معلم، گفتار و سخن اوست و نیکوست از گفتاری گیرا و پرجاذبه برخوردار باشد. تحولات بزرگ جهان توسط کسانی صورت گرفته که دارای بیانی قوی بودهاند. خطبهای کوتاه و شورانگیز از امام علی علیهالسلام در جنگ صفین، روحی تازه در کالبد بیجان لشکر دمید و توانستند دشمن را تار و مار کرده و شریعه فرات را از سپاهیان معاویه باز پس گیرند. خطبههای پرشور امام سجاد علیهالسلام و حضرت زینب علیهاالسلام در مرکز قدرت معاویه و یزید، آنچنان تکان دهنده و شورآفرین بود که تبلیغات چندین ساله آلابوسفیان را نقش بر آب ساخت. اهمیت شیوه سخن گفتن برای معلم، کمتر از توان علمی او نیست. داشتن شیوه نگارشی خوب نیز برای معلم لازم است و از نظر درجه اهمیت، در درجه بعد از سخن گفتن قرار دارد؛ زیرا تهیه جزوه، طرح سؤال برای امتحان و...، به روش نوشتاری خوب نیاز دارد.
منبع:سایت حوزه


انسان کامل یعنی انسانی که قهرمان همه ارزشهای انسانی است،در همه میدانهای انسانیت قهرمان است "شهید مطهری"روز معلم گرامی باد

یادآن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای دبستانی ترین احساس من
باز گرد این مشقهارا خط بزن
"رز معلم مبارک"

اولین روز دبستان باز گرد/
کودکیهای قشنگم باز گرد/
کاش می شد باز کودک می شدیم /
لااقل یک روز کودک می شدم/
یاد آن آموزگار ساده پوش/
یاد آن گچهاکه بودش روی دوش/
ای معلم نام وهم یادت بخیر/
یاد درس وآب وبابایت بخیر/
ای معلم ای دبستانی ترین احساس من/
باز گرد این مشقها را خط بزن.
روز معلم مبارک

انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند،نه انتظار باران رادارند ونه دلهره چیده شدن،دایمی اند وماندگار،مناسبت ها تنها بهانه ای است تا از بهترین ها یادکنیم.هفته معلم برشما معلمین مبارک

همه برایم دست تکان داده انداما کم بودند دستانی که تکانم دادندبه حرمت تاثیری که برهمه ی فرزندان سرزمینت داشته وداری هفته ات از امروز تا همیشه مبارک
در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند همیشه شبزند آنان که محبت ودوستی در قلبشان جاریست همیشه بیاد می مانند.روز معلم مبارک
"معلم گرامی"از شایستگی مقامت همین بس که مهر راباتو آغاز کردندودر قشنگ ترین روزهای بهار برایت جشن گرفتند.روزت مبارک

برایت یک بغل کندم،دلی خشنوداز مردم/
برایت یک بغل مریم،که مست از می شوی هردم/
برایت قدرت آرش،که دشمن رازنی آتش/
برایت سفره ای ساده،حلال وپاک وآماده/
برایت یک بغل احساس،دوبیتی های عطریاس/
برایت هرچه خوبی هست....صمیمانه دعا کردم.
روز معلم مبارک

به پاس رنجهای صادقانه ات وحرمت کلام عارفانه ات،بهاررا خبرکنم که آورد سبد سبد شکوفه را به خانه ات.کسوت زیبای معلمی زیبنده ی قامتتان باد.روز معلم مبارک
هر انسانی دو آموزنده دارد :یکی روزگار،دیگری آموزگار،اولی به بهای زندگی ات،دومی به بهای زندگی اش.روز معلم مبارک
هزاران گل باغچه بوسه می زند بردستان آن فرشته ای که ساکن خانه ایست در خیابان بهار،کوچه اردیبهشت،پلاک12"روزمعلم مبارک"
پهنه ای از بهشت وصدها اردیبهشت دیگر،در انتظارت.....هفته معلم مبارک

در میان دستهایت عشق پیدا می شود/
زیر باران نگاهت نسترن وا می شود/
با عبور واژه ها از گوشه ی لبهای تو/
مهربانی های قلبت خوب معنا می شود/
"روز معلم مبارک"
معلم چاشنی بخش بلورین لوح انسان.....وجودتان شاداب وصدایتان گرم باد"معلم عزیز روزت مبارک"

در خانه ابرار:
دستان خسته، اما مهربان فاطمه(س) آسیاب را می گردانَد. خستگی، گرسنگی و ضعف، هر چند افزون از طاقت باشد، نمی تواند همت بلند حبیبه خدا را بشکند. دانه های جو آرد می شود و غذایی ساده می گردد. امروز سومین روز متوالی است که همه اهل خانه روزه بوده اند و جز با گرسنگی، افطار نکرده اند.
نور عشق به خدا از خانه تا آسمان راهی کشیده است. باز هم غذایِ افطارِ سومین روز، دستان نیازمندی را پر می کند. فرشته مقرب الهی، جبرئیل (ع)، بر زمین فرود می آید. بال های تواضع بر این خانه عشق می افکند و میخواند: «آنها که به نذر خود وفا می کنند و از روزی که عذابش گسترده است می ترسند و غذای خود را که به آن نیازمندند، به مسکین و یتیم و اسیر می بخشند، خدایشان از شر آن روز نگه می دارد و می پذیردشان در حالی که غرق در شادی و سرورند».
میهمان گرسنگی:
امشب نیز فاطمه (س) با همسر مهربانش شب را با گرسنگی سر می کنند. چون بسیاری از شب های دیگر، این بار گرسنه ای از پیامبر طعامی طلبیده بود و دستان همیشه بخشنده فاطمه (س) مانند همیشه دیگران را بر خود ترجیح داده و غذای شب را به میهمان بخشیده بود. خود و همسرش میهمان گرسنگی شده بودند و باز هم صبح، شمیم دلپذیر حضور جبرئیل (ع) و پیام الهی که «آنان که نیازمندان را بر خود مقدم شمرند، حال آنکه خود نیازمندترند، اهل فلاح و رستگاری اند». و خلقت در شگفت این سئوال است که روح بلند آدمی تا کجاست که بتواند چنین به دنیا پشت کرده به سوی عمل خیر و رستگاری رو آورد؟
شیرینی آخرت:
در خانه ای ساده و گِلی، اما سرشار از نور، فاطمه (س) غرق در نور همیشگی اش،
با لباسی ساده و با کودکی در آغوش، مشغول آسیاب کردن است. خانه و اهلش از هرچه زیور دنیایی، خالی است و به زیورهای آخرتی آراسته. رسول خدا (ص)، پیام آور رحمت و محبت، چشمان غرق اشکش را بر دردانه الهی اش دوخته، می فرماید: «دخترم، با تحمل سختی دنیا به سوی شیرینی آخرت بشتاب». اما انگار فاطمه (س) دنیا را با همین دشواری هایش می پسندد. لب به شکر می گشاید و می گوید: «ای رسول خدا! خدا را بر نعمت هایش می ستایم و بر داده هایش سپاس می گویم». خنده بر لب پیامبر(ص) می نشیند و زمین و آسمان سرشار از عطر حضور جبرئیل (ع) می شود و پیام خدا می رسد که «بزودی پروردگارت تو را عطا می کند و خشنود و راضی خواهی بود».
تسبیح حضرت فاطمه (س):
ای فاطمه، ای ریسمان رحمت خدا بر زمین، ای زلال رحمت خدا در عطش خداجویی! این دستان خسته توست که بهانه تسبیح گفتن ماست. این تن رنجور توست که ذکری عظیم و شگرف از قلب پیامبر به امت او هدیه میکند. از آن پس این تسبیحات فاطمه زهرا (س) است که بعد از هر نماز، پنجره ای می شود از دل تنگ حقجویان تا آسمان سعادت و مصداقی برای آیه «واذکروا الله ذکراً کثیراً؛ و خدا را بسیار یاد کنید».
موعود منتقم:
آفتاب حضور تو امروز در مغرب دنیای ظلمانی غروب کرد و دنیا را تا انتهای بودنش در سوز مصیبت های حضور چند روزه ات گداخت؛ چنان که آفتاب هر روز با شرم طلوع می کند و با اشک به غروب می نشیند. در سوگ تو، تویی که سرچشمه محبت و رحمت بودی، انتهای مظلومیت و ابتدای حیا و نجابت بودی. کدام کلام ما را تسلی خواهد داد و کدام مرهم، آرامِ زخم همیشگی دل ما خواهد بود؟
دریای عفاف:
زن در جامعه اسلامی، سرچشمه بالندگی و افتخار است و این بالندگی و افتخار نصیب او نخواهد شد مگر به قدم نهادن در پرتو نور هدایت معصومین (ع).
و چه سرمشقی برتر و چه خورشیدی تابان تر از وجود مبارک فاطمه زهرا(س)، معلم حیا و عفت، استاد نجابت و تقوا، سرچشمه مهربانی و محبت، معدن فداکاری و شجاعت.
آن گونه عفیف و مهربان، آن گونه صبور و از خود گذشته که پس از دو روز گرسنگی، خود و کودکانش در پاسخ سئوال همسر مهربانش علی (ع) که چرا از گرسنگی تان؛ خبرم نکردی، فرمود: «ای اباالحسن! من از خدایم شرم دارم که تو را به چیزی که قدرت آن را نداری تکلیف کنم». سلام و درود خدا بر آن یگانه وادی صبر و عفاف.
آغوش مهر خدا:
یاس ها امروز عطر اشک می دهند. خورشید به خجلت می تابد و آسمان دل گرفته است. حوریان بهشت، صف در صف، در انتظار و ملائک مقرب خدا گرد آمده در منزل وحی اند. خانه پیامبر (ص)، منزلگاه عبودیت ناب الهی، اینک میهمانی به آسمان می فرستد. خدا آغوش مهر گشوده است و اندک دمی دیگر، روح بلند و نورانی فاطمه (س) تن رنجور و درد آلودش را ترک میگوید و مدینه را با همه ستم هایش، با همه ظلمتش و با همه سیاهی اش تنها می گذارد و علی می ماند و تنهایی؛ علی می ماند و غریبی؛ علی میماند و مظلومیت؛ با کودکانی به غایت پژمرده، تا یکایک چراغی شوند در راه. سلام و درود خدا بر آنان که آسمانی اند و از تبار نور.
پنجره ای به آسمان معرفت:
امروز که وجود ملکوتی فاطمه (س) به آغوش گشاده بهشت خدا لبیک میگوید، امروز که علی (ع) یک دنیا مظلومیت را با تنهایی جانسوزش در میآمیزد، امروز که زینب (س) استواری و ایستادگی را می آغازد و حسن و حسین(ع) غریبی و مظلومیت را می چشند، جای آن دارد که دل ما هم تکانی بخورد. پنجره ای باز شود از درون دل ما تا آسمان معرفت آل عبا (ع). باید جاری اشک، سیاهی دلمان را بشوید. باید دلمان توفانی شود و موجش حصارهای دنیایی را در هم بکوبد. باید این دل بشکند و بشکافد تا نور ایمان اهل بیت (ع) به درونش بتابد، تا فردا به ندای یاری خواه فرزند زهرا (عج) لبیک گوید.
منبع:روز نامه رسالت
سلامت نیوز : عضو هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران با بیان این که مسئله حائز اهمیت برای افراد کمال گرا، نگرانی بیش از حد در خصوص ارزیابیها و قضاوتهای منفی دیگران است، عنوان کرد: کمالگرایی منفی، ریسک ابتلا به بیماریهای روانشناختی را بالا میبرد.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا دکتر حمید پورشریفی ، در تعریف «کمالگرایی» عنوان کرد: کمال گرایی به معنای بینقصگرایی است. مطابق این تعریف، مساله این نیست که فرد میخواهد به کمال برسد، بلکه میخواهد بینقص باشد و این امر، زمینه را برای آسیب پذیر شدن وی فراهم میکند.
وی ادامه داد: زمانی که فرد خواهان بینقصی است، هرگونه کاستی و ضعف در انجام امور را منفی اداراک میکند و این امر باعث آشفته شدن و در هم ریختن شرایط روانی وی میشود.
پورشریفی با بیان این که این نوع از کمالگرایی در تقسیمبندیهای مرسوم، تحت عنوان «کمالگرایی منفی» شناخته میشود، اظهار کرد: در بسیاری از افراد، آنچه اتفاق میافتد، کمالگرایی منفی یا همان چیزی است که مقدمات بسیاری از مشکلات روانشناختی را فراهم میکند. بد خلقی، افسردگی، اضطراب، پرورش افکار خودکشی و در مواردی خودکشی و غیره از جمله این مشکلات هستند.
وی اضافه کرد: افراد کمالطلب از نوع منفی، با سیستم «همه یا هیچ» تفکر میکنند، به این معنا که یا باید کاری به طور کامل انجام شود و یا اگر حتی درجهای از ضعف را دارا باشد، ارزشی ندارد و «هیچ» تلقی می شود. فردی که کمالگرایی منفی دارد به این خاطر که میخواهد کارش را به نحو احسن انجام دهد، ممکن است برای تکلیفی که می توان آن را در یک ساعت انجام داد، سه تا چهار ساعت زمان صرف کند.
استاد دانشگاه علوم پزشکی تبریز، در ادامه اظهار کرد: اگر ایدهآلها و معیارهای وی به خوبی در انجام این کار لحاظ نشده باشد، آن را نیمه کاره رها میکند. در صورتی که شاید اگر فرد، همین تکلیف را با شکل ناقص ارائه دهد، ارزیابیهای منفی دیگران را به دنبال نداشته باشد.
پورشریفی با بیان اینکه مسئله حائز اهمیت برای این افراد، نگرانی بیش از حد در خصوص ارزیابیها و قضاوتهای منفی دیگران است، عنوان کرد: کمالگرایی منفی، ریسک ابتلا به بیماریهای روانشناختی را بالا میبرد.
عضو هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران، درباره ارتباط کمالگرایی با افسردگی توضیح داد: افسردگی دارای انواع متفاوتی است. افسردگی گاه میتواند مبنای زیستی داشته باشد و مصرف برخی داروها و یا تغییرات هورمونی موجب بروز آن شده باشد، اما افسردگی با مبنای روانشناختی، در بسیاری موارد ارتباط تنگاتنگی با کمالگرایی پیدا میکند.
کمالگرایی منفی، موجب تضعیف سیستم ایمنی فرد می شود
پورشریفی اظهار کرد: البته «همه یا هیچ»، یکی از خطاهای شناختی است که افراد افسرده به آن دچارند. به هر روی کمالگرایی با افسردگی در ارتباط مستقیم است. البته کمالگرایی ممکن است با مشکلات جسمانی نظیر بیماریهای قلبی و عروقی نیز مرتبط باشد، چرا که کمالگرایی منفی شخص را به شدت تحت فشار و استرس قرار میدهد و همین مساله میتواند سیستم ایمنی فرد را تضعیف کند.
کمالگرایی، ریشه در فرزندپروری دارد
عضو هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران در پاسخ به این پرسش که کمالگرایی بیشتر در کدام گروهها و طبقات اجتماعی و چه مشاغلی مشاهده میشود، گفت: کمالگرایی، به شیوه فرزندپروری باز می گردد. یک کمالگرا، فردی است که پدر، مادر، خانواده و معلمهایش در کودکی و نوجوانی ملاکها و استانداردهای بالایی را برای وی در نظر گرفتهاند و کودک را زمانی میپذیرفته و تایید میکردهاند که این ملاکها را احراز کرده باشد.
افراد کمالگرا، مشاغل خاصی را انتخاب میکنند
وی درباره ارتباط نوع شغل فرد با کمال طلبی منفی نیز عنوان کرد: شغل نیست که کمالگرایی را ایجاد میکند، بلکه افراد کمالگرا، شغلهای خاصی را انتخاب میکنند و به این علت که میخواهند در امور خود موفق شوند، ممکن است مشاغلی را انتخاب کنند که از منزلت و استانداردهای بالایی برخوردار است.
کمالگرایی مثبت در شغلهای ایدهآل بیشتر مشاهده میشود
پورشریفی افزود: البته بر این اساس ممکن است بسیاری از افراد نظیر اعضای هیات علمی دانشگاهها درجهای از کمالگرایی را دارا باشند، اما در خصوص این افراد، منظور کمالگرایی منفی نیست.
کمالگرایی مثبت در شغلهای ایدهآل بیشتر مشاهده میشود، بویژه در مدیرانی که میخواهند به جایگاه بالاتری دست یابند.
کمالگرایی مثبت، احساسات مثبتی را در فرد شکل میدهد
وی در پاسخ به این پرسش که آیا کمالطلبی با اعتماد به نفس در تقابل است، اظهار کرد: کمالگرایی منفی، گاهی اعتماد به نفس را با مشکل مواجه میکند. البته کمالگرایی مثبت ثمرات خوبی در پی دارد و فرد بر اساس تجارب خوبی که به دست آورده است، احساسات مثبتی را در خود شکل میدهد. اما کمالگرایی و بینقص طلبی منفی به این خاطر که فرد نمیتواند تمام کارهایش را به طور کامل انجام دهد و همیشه نگران آنهاست، احساس خوبی نداشته باشد.
سلامت نیوز
حدیث معروفی است که علم سه پله و سه مرحله دارد، انسان همین که به مرحله اول آن می رسد مغرور می شود و تکبر می کند، معلوماتش در نظرش جلوه می کند، خود را از همه چیز و همه کس برتر و بالاتر می بیند، (این مرحله علم بینی و خودبینی است) تا به مرحله دوم می رسد. در این مرحله بر معلوماتش افزوده می شود، عظمت خلقت و آفرینش در برابرش نمودار می شود، خود را و معلومات خود را در برابر دستگاه عظیم آفرینش کوچک می بیند و حالت تواضع در او پیدا می شود (این مرحله مرحله واقعی و جهان بینی است یعنی از علم بینی به جهان بینی رسیدن) به جای آن که به معلومات خود نگاه کند به جهان نظر می کند و با آن معلومات جهان را اندازه می گیرد تا آن که قدم به مرحله سوم می گذارد، در این مرحله می فهمد که هیچ چیز نمی داند. (این مرحله، مرحله بهت و حیرت است) در این مرحله می فهمد که مقیاس های فکری و متر و شاقول های فکری که او در کیسه خود تهیه کرده کوچک تر و نارساتر از این است که بتواند جهان عظیم را با آنها متر کند و اندازه بگیرد. می داند و می فهمد که مقیاس های علم و فکر او فقط برای محیط محدود زندگی خودش کاربرد دارد، نه بیشتر.
همین طور انسان گاهی به مال خود مغرور می شود و جنون ثروت او را می گیرد. خیال می کند مال و ثروتی که به چنگ آورده او را از همه چیز بی نیاز می کند و می تواند در دنیا همیشه بدون دغدغه زندگی کند، یا گاهی به جاه و مقام خود مغرور می شود، جنون جاه و مقام بر مغزش مستولی می شود و به طغیان و فساد می پردازد.
گاهی هم غرور علم بر انسان مسلط می شود و یک نوع جنون را بر او مستولی می کند، با این فرق که جنون ثروت و قدرت از ثروت زیاد و قدرت زیاد پیدا می شود ولی جنون علم، از علم کم و ادراک ضعیف.
می گویند هر چیزی وجود ناقصش بهتر است از نبودش مگر علم که هیچ نداشتنش از ناقص داشتنش بهتر است، زیرا علم ناقص جنون آور، سکرآور و مست کننده است، البته مال و جاه هم جنون آور و سکرآورند، اما جنون اینها از زیادی پیدا می شود برخلاف جنون علم که از کمی و نقص آن برمی خیزد، نه از زیادی. همین مستی منشأ تکذیب حقایق می شود.
برگرفته از بیست گفتار استاد شهید مرتضی مطهری
